تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


تداوم

    ‏1-‏ ویب واکر شعار سایتش را ‏sustainability‏ گذاشته. تداوم. ادامه داشتن. توانایی ادامه دادن.‏‎ ‎‏ تداوم از آن ‏کلیدواژه‌های توسعه‌ای است که به زندگی روزمره هم وارد شده‌اند. خیلی کارهای بزرگ، خیلی پروژه‌های ‏بزرگ برای درمان دردهای آدمیزاد انجام شده‌اند. اما مقطعی بوده‌اند. کاری که مقطعی باشد ارزشی ندارد. و ‏ویب واکر هلندی خواسته تداوم را با سفر طولانی‌اش و مستندسازی‌هایش ازین سفر (وبلاگی که هر روز ‏می‌نویسدش، فیلم‌های کوتاهی که می‌سازد و عکس‌هایی که می‌گیرد.) معنا کند. خواسته با سفر طولانی‌اش ‏تداوم را یاد بگیرد و یاد بدهد: سفر از هلند به استرالیا با یک ماشین فولکس‌واگن برقی. ‏

    plugmein

    ماشین برقی ویب واکر با هر بار شارژ فقط 200 کیلومتر می‌تواند راه برود و او برای این سفر طولانی به کمک ‏ده‌ها آدم نیاز دارد که او را شارژ کنند. اسمش سایتش هم دقیقاً همین است: ‏Plug me in‏. شارژم کن. (سایت ‏و سبک زندگی‌ای که پروژه‌ی پایانی تحصیلاتش در دانشگاه هنر ‏Utrecht ‎‏ بود.)‏

    ویب سه نوع شارژ می‌خواهد: غذا، جایی برای خواب و پریز برقی برای شارژ ماشینش.‏

    pluginme از هلند به استرالیا با یک خودروی برقی" height="398" width="600">

    از ایران هم رد شد. با کلی خاطره و خوشی. با ماشین استیشنش به کویر هم سر زد و حال کرد که ماشینش ‏در حد یک شاسی‌بلند توانسته شن‌بازی کند. درخواست پریز برقش را هم ایرانی‌ها به‌خوبی پاسخ ‏دادند. در آخرین عکسش از ایران از بلندا رو به شهر لار ایستاده بود و گفته بود بعد از این همه غذای خوب ‏ایرانی شانس آورده‌ام که هنوز ماتحت لاغری دارم!‏

    ماشین برقی‌اش بهانه‌ای بود که هر 100-150 کیلومتر از سفرش با آدم تازه‌ای دوست شود...‏

    solar car

    ‏2-‏ غزال ایرانی خودروی خورشیدی ساخت دانشکده مکانیک دانشگاه تهران است. آن زمان که دانشجوی این ‏دانشکده بودم، نسل دومش هم ساخته و به امان خدا رها شده بود. ماکتی بود که توی کارگاه اتومکانیک برای ‏خودش خاک می‌خورد. نسل اولش سال 83 ساخته شده بود. نسل دومش را هم سال 87 ساخته بودند. موقع ‏جشن‌ها و پز دادن به دستاوردها که می‌شد بیرونش می‌آوردند، با دستمال خاک‌وخلش را پاک می‌کردند و ‏به‌عنوان سندی از شعار "ما می‌توانیم" ارائه می‌داند. سال 93 هم که من دیگر دانشجوی مکانیک دانشگاه ‏تهران نبودم، نسل سومش شروع شد.‏

    سال 94 نسل سوم غزال ایرانی در مسابقه‌ی بین‌المللی خودروهای خورشیدی استرالیا شرکت کرد. 46 تیم ‏دانشجویی از 25 کشور شرکت کرده بودند. بچه‌های فنی تهران هم با غزال ایرانی شرکت کرده بودند. در ‏مسابقه‌ی طی مسافت هفتم شدند و در کورس سرعت بین 12 تیم سوم شدند. ‏

    و بعد برگشتند. با کلی عکس یادگاری و بازتاب موفقیتشان در 3-4 تا سایت و وبلاگ. همین.‏

    تابستان امسال اما کاری کردند که من بیشتر از موفقیتشان در استرالیا ستایشش می‌کنم: تور دریای خزر تا ‏خلیج فارس با غزال ایرانی. ‏

    و شعارشان: یک راه طولانی، یک غزال بی‌باک.‏

    من عاشق ایهام بی‌باکش بودم: شجاعت سفر در جاده‌های ایران با ماشینی که باک بنزین ندارد.‏

    salar car2

    ‏26 تیر از بندرانزلی راه افتادند، از کمرکش‌های کوهین و البرز رد شدند، به تهران رسیدند، رئیس سازمان ‏محیط‌زیست را واداشتند تا بیاید با ماشینشان عکس یادگاری بیندازد، به آسایشگاه کهریزک رفتند و بساط ‏شور و شادی به راه انداختند، رفتند به کاشان و نقش‌جهان اصفهان، به یزد و تخت جمشید و شیراز و ‏بندرعباس و نهایتاً جزیره‌ی کیش. استاندارها و شهردارها و مدیران دانشگاهی و صنعتی زیادی از شهرهای ‏مختلف به استقبالشان آمدند...‏

    کلی خوش گذراندند. چند تا ماشین اسکورت بودند و یک مینی‌بوس و راننده‌ای که می‌نشست توی ماشین و ‏بی‌وقفه در جاده‌های ایران می‌راند تا دو دریا را به هم متصل کند.‏

    مینی بوس اسکورت تا خلیج فارس">

    آیا غزال ایرانی به تولید صنعتی می‌رسد؟ نه.‏

    آیا با موفقیت در مسابقات طراحی ماشین‌های خورشیدی استرالیا، مدیران سایپا و ایران‌خودرو و وزیر صنعت ‏ایران احساس مسئولیتشان برای تجاری‌سازی یک طرح خوب بیدار می‌شود؟ مسلماً نه.‏

    این وسط بچه‌های دانشکده فنی با تور از خزر تا خلیج فارسشان کاری را کردند که باید می‌کردند: لذت بردن. ‏مهم نیست که کسی وقعی نمی‌نهد. مهم نیست که کسی قدر نمی‌داند. ماشینی طراحی کرده‌ای که می‌تواند ‏راه برود. این‌که کمکت نمی‌کنند تا آن را به یک لذت همگانی تبدیل کنی دلیل این نمی‌شود که رهایش کنی. ‏باید بیندازیش توی جاده. باید جاده‌ها را زیر چرخ‌هاش به ستوه بیاوری...‏

    کاری که بچه‌های نسل سوم غزال ایرانی کردند. ‏

    غزال ایرانی

    ‏3-‏ احمقانه بود. کلیپی که توی تلگرام دست به دست می‌شد:‏

    مهندس جمشید آرین در اعتراض به بی‌توجهی مسئولین ، خودرو تمام الکتریکی اختراعی خود را به سد ‏منجیل انداخت.‏

    شما را به دیدن این لحظه تأسف‌برانگیز در تاریخ صنعت کشور دعوت می‌کنم.‏

    کلیپی که ماشین برقی با سرعت هر چه تمام‌تر به سمت دریاچه سد منجیل می‌رفت و آهنگی پرسوز از ‏محسن چاووشی هم در پس‌زمینه بود. همان اولش از آن بدم آمد. به نظرم حماقت بود. دلسوزی نداشت. اصلاً ‏کاری به این نداشتم که ازش حمایت شده یا نه. این وسط عده‌ای هم از آن استفاده‌ی سیاسی کردند و ‏جوابیه‌های رئیس سازمان محیط‌زیست هم آمد که به این بابا کلی هم پول داده‌اند و نمی‌دانم ازین ‏کشمکش‌های مال تو بود مال من بود و... ولی اصلاً بحث‌های سیاسی‌اش اهمیتی ندارد. ذات عمل به‌شدت ‏احمقانه بود. این‌که مسئولین توجه نمی‌کنند. این‌که طرح خوبی است که تجاری نمی‌شود و... این‌ها دلیل ‏نمی‌شود.‏

    این‌ها ضد شعار دوست‌داشتنی ویب واکر است: تداوم.‏

    اگر آن ماشین برقی، ماشین بود مهندس جمشید آرین باید می‌نشست پشت فرمانش و با آن سلطان ‏جاده‌های ایران می‌شد. حالا که زده آن را نابود کرده... بهتر. حتماً چیز باارزشی نبوده. دلسوزی ندارد. تأسف ‏هم ندارد. فقط برای مهندس جمشید آرین باید تأسف خورد که خودش هم نمی‌توانست از دست‌ساخته‌ی ‏خودش لذت ببرد.‏



    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ماشین ,غزال ,ایرانی ,تداوم ,ندارد ,واکر ,غزال ایرانی ,مهندس جمشید ,جمشید آرین ,آرین باید ,رئیس سازمان ,
    تداوم

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 25 مرداد 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر